الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
36
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
پاسخ دقت در مجموع اين آيات پاسخ سؤال را روشن مىسازد ، زيرا چنين استفاده مىشود كه « امر به معروف و نهى از منكر » دو مرحله دارد : يكى « مرحله فردى » كه هر كس موظف است به تنهايى ناظر اعمال ديگران باشد ، و ديگرى « مرحله دسته جمعى » كه امتى موظفند براى پايان دادن به نابسامانيهاى اجتماع دست به - دست هم بدهند و با يكديگر تشريك مساعى كنند . قسمت اول وظيفه عموم مردم است ، و چون جنبه فردى دارد طبعا شعاع آن محدود بتوانايى فرد است ، اما قسمت دوم شكل واجب كفايى به خود مىگيرد و چون جنبه دسته جمعى دارد و شعاع قدرت آن وسيع و طبعا از شئون حكومت اسلامى محسوب مىشود . اين دو شكل از مبارزه با فساد و دعوت به سوى حق ، از شاهكارهاى قوانين اسلامى محسوب مىگردد ، و مسئله تقسيم كار را در سازمان حكومت اسلامى و لزوم تشكيل يك گروه نظارت بر وضع اجتماعى و سازمانهاى حكومت مشخص مىسازد . سابق بر اين در ممالك اسلامى ( و امروز در پاره اى از كشورهاى اسلامى ، مانند حجاز ) با الهام از آيه فوق تشكيلاتى مخصوص مبارزه با فساد و دعوت به - انجام مسئوليتهاى اجتماعى به نام اداره حسبه و ماموران آن به نام « محتسب » و يا « آمرين بمعروف » وجود داشته است كه مامور بودند با همكارى يكديگر با هر گونه فساد و زشتكارى در ميان مردم ، و يا هر گونه ظلم و فساد در دستگاه حكومت مبارزه كنند ، و همچنين مردم را به كارهاى نيك و پسنديده تشويق نمايند . بنا بر اين وجود اين جمعيت با آن قدرت وسيع ، هيچگونه منافاتى با عمومى بودن وظيفه امر بمعروف و نهى از منكر در شعاع فرد و با قدرت محدود ندارد .